معرفی شهرستان آمل
ابن اسفنديار در تاريخ طبرستان آورده است كه شهر آمل در سال 137 ه.ق. به دست مسلمين افتاد. فريزر نيز در سال 1238 ه.ق. از زيبايي شهر آمل و پل مجلل دوازده دهنه آن نام برده است. با توجه به اسناد تاريخي، اين شهر حداقل از دوره ساساني تا دوره مغول پايتخت مازندران بود و سكه هايي نيز با ضرب آمل در زمان ساساني كشف شده است.
پيشينه تاريخي شهر آمل :
آماردها كه كه جايگاهشان بين محل استقرار اقوام تپور و كادوس نشان داده شده است. در جوار مرو ساكن بوده اند. اين قوم مهاجر از مردم مرو بوده و قومي باديه نشين بوده اند كه به تاخت وتاز در اراضي اقوام ديگر مي پرداختند و به روزگار كورش تا حوالي ماد پراكنده گرديده بودند. قوم مارد پس از رانده شدن توسط مرويان به طبرستان ( آمل ) آمدند كه در كنار رود هراز ( ضلع غربي آن ) سكني گزيدند و شهر آمل پايتخت باستاني آنان بوده است كه اسم شهرآمل از نام آنان گرفته شده است. آمل در زمان اشكانيان نيز معمور و آبادان بود كه آنرا همو مي ناميدند. در زمان ساسانيان نيز شهر آمل از عمران و آباداني برخوردار بود و مركز ايالت مهم طبرستان بوده است. به طور كلي بر اساس اسناد و مدارك تاريخي، تكوين شهر به زمان ساساني بر مي گردد. شه ر طي مراحل تكوين خود از زير ساختها و عناصري چون ارگ حكومتي، محلات، آتشكده و بازار برخوردار گرديد. در اين الگوي استقرار قصر و عمارت حكومتي در موضع مكاني برتر با حصاري به دور آن قرار داشته است. بخشهاي وراي آن نيز شارستان و سواد يا حومه را در برمي گرفته كه مامن سكونت قشر اشراف و مردم عادي بوده است. شهر آمل به سال 140 هجري قمري توسط سپاه اسلام فتح مي گردد. به نظر مي رسد كه با فتح شهر يك جابجايي در مكان آن نيز صورت گرفته است. چه در گذشته آتشكده ها در بخش شارستان قرارداشته، حال آنكه بقاياي حاصل از آتشكده ها در وضع موجود با فاصله اي قابل توجه از بافت قديم قراردارد. تحولي كه در زمينه بينشي تحقق مي يابد، خود را در شكل عنصر مسجد جامع مي نماياند. سياحاني كه بعد از ظهور اسلام در دوره هاي مختلف از اين شهر بازديد كرده اند اواسط قرن سوم تا اواخر قرن چهارم هجري را اوج شكوفائي شهر دانسته اند. اين دوره مصادف با به قدرت رسيدن علويان مي باشد و شهر آمل به عنوان مركز طبرستان مورد توجه قرار مي گيرد. مركزيت سياسي، موقعيت سوق الجيشي و مجاورت شهر با گذرگاههاي بين منطقه اي، رشد و توسعه شد را در ابعادي اجتماعي رقم مي زند. در عصر صفوي آمل رونق فراوان گرفت و حكام صفويه به مازندران دلبستگي خاص داشتند. شاه عباس كه از جانب مادر با سلاله مرعشيان خويشاوند بود. به آمل علاقه زياد داشت. به دستور او جاده كنار رودخانه هراز آباد شد و در طول راه براي توقف چهارپايان و افراد كاروانسرا ايجاد كردند جاده شوسه اي كه آمل را به ساري و گرگان وصل مي كرد، درزمان او احداث شد. آرامگاه با شكوه سيد قوام الدين مرعشي را به فرمان او مجدداً تعميرات اساسي نمودند. به طور كلي مي توان گفت كه ساخت و ساز قضائي شهر در اين زمان ( بعد از اسلام ) نيز تداوم دوره قبل از خود مي باشد. با اين تفاوت كه در اين دوره مسجد جامع به ساخت شهر افزوده مي شود. ومقياس شهر به لحاظ گسترش فعاليتهاي گوناگون وسيعتر از گذشته مي گردد. رشدو توسعه بازار به صورت فرمي خطي، باعث مي گردد محلات مسكوني بيشتري را كه بر مبناي زمينه هاي نژادي، قومي و …. شكل گرفته بودند، حول و حوش خود نظام دهد.
سير تحول شهر در دوران معاصر :
پس از يك دوره ركود و فترت( پس رفت -بازگشت ) تا اواخر قاجاريه، با روي كار آمدن دولت متمركز پهلوي اول، شهر شاهد گامهایي چند در جهت احياي خود، بنا به دلايل سياسي مي باشد. در زمان پهلوي اول تحولاتي در آمل پديد آمد كه در توسعه شهر و دگرگوني آن تاثير بسزائي داشت. در اين دوره شهر آمل چون شهرهاي ديگر رو به آباداني گذاشت. خندقهاي اطراف شهر را خشك كردند. ايجاد عمارت شهرداري، كاخ چايخوران، تاسيس دبيرستان امام خميني، اداره اقتصاد و دارايي، ايجاد انبار برنج براي صادرات آن به نقاط ديگر كشور، احداث مغازه هاي جديد در بيرون بازار، از جمله اقدامات اين دوره مي باشد. تزريق عملكردهاي جديد به شهر، آنرا از تحركي چند برخوردار مي سازد و اين تحرك در بعد كالبدي با توسعه هاي جديد به دور شهر قديم تشديد مي گردد. الگوي تقليدي مداخله كالبدي در تهران، از اين پس با حضور حيات انتشاري، دامنگير شهرهاي ديگر ازجمله آمل نيز مي گردد. شكل اين مداخله با ايجاد فعاليتهاي مستقيم در محور مهديه و انقلاب در ضلع جنوبي بازار شهر و احداث خيابانهاي چاكسر ( خيابان شهيد بهشتي )تحقق مي يابد و اين در حالي است كه هسته اوليه شهر، عليرغم چنين مداخلاتي در محيط خود و استقرار عناصر جديد تزريق شده به تدريج انسجام كالبدي خود را با بافتهاي مجاورش كاهش مي دهد. در دوره پهلوي دوم در جهت سهولت جريان روابط كالايي وابسته، مداخلات كالبدي بيشتري در بافت صورت مي گيرد. در اين دوره نيز مداخلات تحقق يافته در دوره قبل با احداث خيابان طالب آملي ( در ضلع غربي محدوده شهر قديم ) و تعريض آن در سالهاي 52و53 تكميل و انقطاع كالبدي بافت با مجموعه هاي جديد پيراموني را موجب مي شود.
عوامل تشكيل بافت تاريخي آمل :
1- بازار : راسته اصلي بازار قديم آمل به همراه راسته هاي فرعي منشعب از آن (راسته عطاران، راسته پالان دوزان، راسته نمدمالان و نوراسته )نقش مهمي در تشكيل و تعريف محدوده بافت ايفا مي كنند. راسته اصلي دقيقاً و بلافاصله بعد از پل دوازده چشمه ( جنوب شرقي بافت ) آغاز و به صورت قطري و طولي در بافت حركت كرده و تا نزديكيهاي مركز اصلي كاشي محله ( مسجد جامع علي كوچك ) ادامه مي يابد. بازار به بافت ويژگي طولي و خطي بودن آن (گذر و محور اصلي بافت ) تلفيق بعضي از مراكز محله با آن (مشائي محله و شاهاندشت محله )، برخورداري از كاربري اجتماعي – اقتصادي و همجواري با ديگر عناصر شهري عمده بافت (مسجد جامع، مسجد آقا عباس، گرمابه و … ) قسمت اعظمي از بافت مسكوني اطراف را تحت نفوذ مستقيم خود دارد. در واقع برش و عبور قطري بازار از بافت سبب مي شود كه تا عمق واحدي از دو طرف (بافت مسكوني پيرامون بازار ) خود را تحت پوشش قرار دهد.
2- مراكز و گذرهاي اصلي محلات، به غير از سه مركز اصلي ميدانچه مشائي محله ( محله چهار سوق )، بازارچه شاهاندشت محله (تكيه هاشمي ) و كاشي محله ( مسجد جامع علي كوچك ) بقيه مراكز اصلي با فاصله از راسته اصلي بازار و تقريباً در در مركز ثقل هندسي محلات مستقر مي باشند. چون راسته اصلي بازار به صورت قطري بافت را قطع نموده است از اين نظر اين مراكز اصلي با گذرهاي اصلي بين خود، عملاً يك حلقه ثانويه پنهاني ( تار نامرئي ) را به دور بازار به وجود مي آورند. علاوه بر اين هر يك از اين مراكز اصلي، خود داراي يك شعاع نفوذي مي باشند. لذا مجموعه اين شعاعهاي نفوذ مراكز اصلي با حلقه دروني بر گرد بازار، محدوده و منطقه اي را تعريف خواهد كرد كه مي تواند به عنوان يك محدوده بافت كهن و تاريخي به آن استناد كرد. چون بافت كهن آمل از دخالتهاي كالبدي و عبور خيابانهاي چليپائي رضاخاني مصون مانده است. لذا پيوستگي قضايي عناصر شهري و مراكز محلات از طريق گذرها و معابر اصلي بافت موجب تشكل و انسجام بافت مي گردد.محلات تاريخي آمل و شاخص آنها :
1- قادي محله (تكيه شهدا ) 2- گرجي محله (امامزاده تقي ) 3- نياكي محله ( حسينيه ارشاد )4- كاردگر محله ( مسجد اميري ها ) 5- مشائي محله ( چهار سوق ) 6- شاهاندشت محله ( تكيه هاشمي ) 7- چاكسر محله ( امامزاده قاسم ) 8- كاشي محله ( مسجد جامع علي كوچك ) 9- پائين بازار محله ( تكيه آملي ها ) 10- گلباغ محله (مسجد جامع )
هر يك از محله هاي مسكوني فوق داراي محدوده و مرز معين وتعريف شده مي باشند. اين محدوده ها توسط حصار يا موانع كالبدي مشخص نمي شد، بلكه گذرها و كوي ها يا محدوده پلاكها محدوده هر محله را تشكيل مي دهد. به طور كلي خصوصيات فضائي، كالبدي و اجتماعي محلات بافت قديم آمل به شرح ذيل مي باشند.
- عرفي بودن حريم و مرزهاي محلات نه عيني ( وجود مرزهاي فرهنگي – اجتماعي به جاي لبه هاي انسان ساخت نظير معابر، محدوده باغ يا خانه )
- استقلال و خود اتكائي، محلات مسكوني از نظر برخورداري از امكانات عمومي و تجهيزات خدماتي
- رعايت سلسله مراتب دسترسي از راسته اصلي بازار به كوي هاي محلات به دليل حجاب سكونتي محلات ( ارتباط غير مستقيم محلات با راسته اصلي بازار )
- تبلور همجواريها همياريهاو همكاريهاي اجتماعي و ايجاد جو مشاركت و روحيه تعاون در بين ساكنين محله ( وجود حس تعلق خاطر قوي در بين ساكنين محلات )
آثار تاريخي بافت آمل :
۱- گنبد ناصر الحق 2- بقعه شمس آل رسول ( آتشكده ) 3- بقعه سيد سه تن ( مير حيدر آملي ) 4- مسجد امام حسن عسگري 5- بقعه امامزاده قاسم 6- مسجد آقا عباس 7- مسجد جامع 8- بقعه مير بزرگ 9- ساختمان دارائي 10- پل دوازده چشمه 11- پل فلزي ( معلق ) 12- قدمگاه خضر 13- امامزاده ابراهيم
مراكز ديدني :
دخمه هاي سنگي ( كافر كلي ) رينه ، راه باستاني تنگه بند بريده و تصوير حجاري شده شاه و ياران او بر سنگ، كاروانسراي گمبوج، قلعه ملك بهمن، مسجد جامع مسجد امام حسن عسكري مسجد آقا عباس، بقعه متبركه سه سيد، بقعه متبركه ناصرالحق، بقعه متبر كه شمس آل رسول، امامزاده ابراهيم ( ع ) بقعه متبركه ميربزرگ پل دوازده چشمه امامزاده قاسم (ع) سقانفار زرين كلا و سقانفار هندو كلا
موقعيت جغرافيايي آمل
شهرستان آمل در مركز استان مازندران از شمال به شهرستان محمودآباد، از شرق به شهرستان بابل، از غرب به شهرستان نور و از جنوب به استان تهران محدود ميشود. اين شهرستان با بيش از 350 هزار نفر جمعيت (شهر آمل، حدود 160 هزار نفر) و 3185 كيلومتر مربع مساحت داراي دو شهر آمل و رينه و سه بخش مركزي، لاريجان و دابودشت ميباشد. شهر آمل واقع در جلگه مازندران و طرفين رود هراز با ارتفاع 76 متر از سطح دريا در 52 درجه و 21 دقيقه طول شرقي و 26 درجه و 25 دقيقه عرض شمالي و در فاصله 70 كيلومتري غرب ساري، مركز استان، هجده كيلومتري جنوب درياي مازندران،و شش كيلومتري شمال دامنه كوه البرز و 180 كيلومتري شمال شرقي تهران قرار دارد.
آب و هواي آمل
آب و هواي شهرستان آمل نظير ساير نقاط مازندران است؛ در تابستانها گرم و مرطوب و در زمستانها ملايم. حداكثر ريزش باران در ماه آذر و حداقل آن نيز در ماه تير است.
يا به دليل رطوبت بالاي منطقه و يا به دليل حوادث طبيعي مثل زلزله و حوادث غير طبيعي مثل هجوم تيمور گوركاني، چيز چندان درخور توجهي باقي نمانده است. برخي از اين آثار باقيمانده به همراه برخي جاذبههاي جهانگردي به ترتيب زير ميباشند:
1. مشهد ميربزرگ (مقبره مير قوامالدين مرعشي، سر سلسله مرعشيان مازندران كه از بناهاي دوره صفويه است.)
2. مقبره ميرحيدرالدين
3. مقبره امامزاده ابراهيم «ع»
4. مقبره امامزاده قاسم «ع»
5. مقبره امامزاده عبدالله «ع»
6. مقبره ناصرالحق حسنبن علي
7. بقعه شمس آل رسول
8. پل دوازده چشمه
9. قلعه شاهاندشت (ملك بهمن)
10. مقبره مولانا سيد حسن ولي واقع در نياك
11. پارك جنگلي ميرزا كوچك خان (واقع در 20 كيلومتري جاده هراز)
12. آبهاي معدني لاريجان، آمولو، اسك و استراباكو و...
و نيز پارك جنگلي شهرداري آمل واقع در جنب طرح پرديس دانشگاه شمال با مساحت 65000 مترمربع.
برای دیدن نقشه شهرستان آمل اینجا کلیک کنید